تجربيات تدوين درسينماي مستند

همه معتقد هستند تدوين در سينما نقش مهمي دارد، چرا كه فيلم روي ميز تدوين ساخته مي‏شود و جادوگري آن جاست كه نماها را دست به دست مي‏دهد تا ديده شوند. اين‏ها گاه در حد تعارف است از سوي كساني كه نمي‏دانند چرا تدوين مهم است و يا اصلا نمي دانند مهم است يا نه. هم زمان با انقلاب ديجيتال، ابزار تدوين بسيار راحت‏تر و ارزان‏تر، به وفور و با قابليت‏هاي حيرت انگيز روز به روز گسترده ترشد و در اختيار همه قرار گرفت. به دنبال اين ماجرا، اتفاقاتي كه در عرصه تصوير و سينما افتاد براي همه روشن و آشكار است.
امروزه تدوين گر به كسي اطلاق مي‏شود كه با اين ابزار كار كند و چه بسا تدوين دانستن به ورطه فراموشي رفت يا اگر نرفت كم قدر شد.
در اين نظر گاه سعي مي‏شود اهميت تدوين و نظريه‏ها و مخالفانش به همراه نظر تدوين گران و تحولات و سرگذشتش آورده شود. البته هدف نظريه پردازي صرف نيست.
نمي‏توانيم به نقد موثري درباره يك فيلم برسيم تا زيبايي شناسي ندانيم و نمي‏توانيم زيبايي شناس شويم تا نشانه شناس نباشيم و اين همه درمورد سينما رابطه موثر و غير قابل انكاري با هنر تدوين يا تدوين هنري دارد.
اگرچه سينما هنر جديدي است و به قول پيتر والن توانست در يك هم اوردجويي بي سابقه و يك فرصت شگفت انگيز به چيزي دست يابد كه بنيانگذاران افسانه‏اي هنرهاي كهن به خاطر آن صدها سال مورد احترام بودند. سينما توانست به خاطر ارتباط با حس‏هاي انساني از تمام خواص هنرهايي كه در خود تركيب كرده بود سود جسته و زيبايي شناسي آنها را به كار برد. سينماي آغازين لوميرها، سينماي بدون تدوين بود. سينمايي كه مي‏توان گفت مستند به دنيا آمد و تا مدتي مستند ماند. در سينماي ژر ژملي يس با اين كه مستند نبود، اما تدوين نقش مهمي نداشت. با ورود روايت به سينما، روايت سينمايي كم كم شكل گرفت، آنچه قدم‏هاي ابتدايي تدوين امروزي است.
ادوين- اس- پورتر اگر نگوييم اولين، مي‏توان گفت از اولين كساني بود كه در دو فيلم زندگي يك آتشنشان آمريكايي(1903) و سرقت بزرگ قطار (1903) بنيان برش زدن نماهاي گوناگون و ساختار بخشيدن به يك داستان را گذاشت و اولين نظريه‏ها و قوانين تدوين شكل گرفت. پس از آن در فيلم‏هاي ديويد- وارگ-گريفيث برگ‏هاي جديدي به كتاب تدوين اضافه شد و قوانين و ترفندهاي ساده و كلاسيك تدوين تجربه و مدون شد.
تدوين امكاناتي چون تداوم خط فرضي، سرعت، ريتم، زمان رواني، امكان خلاصه كردن يك موقعيت و انتخاب روند ترتيب وقايع (ساختار داستان ) را در اختيار سينما گذاشت، با زيبايي شناسي خاص و علمي خودش و اين زماني است كه سينما 17-18 سال بيش نداشت.
حدود 1919 باز نگري روس‏ها به اصول وقواعد سينما و خصوصا تدوين و البته موقعيت خاص اجتماعي آنها كه همراه با انقلاب بولشويكي نظام كهنه آموزشي را كنار مي‏زند و زيبايي شناسان هنر نيز با نگاه تازه‏اي به هنرپيشتاز (آوانگارد) هنر روسي را دستخوش شكوفايي چشم گيري كردند و فرماليسم روسي به دنيا آمد. افرادي چون سرگئي آيزنشتاين، الكساندرپودفكين، لف كوليشف نگاه جديدي تحت عنوان نظريه ديالكتيك تصوير ارائه كردند. اين نظريه پيش از آن كه به ماركسيسم ربطي داشته باشد (عليرغم شباهت ظاهري ) دغدغه آيزنشتاين و ديگر هنرمندان بود. آنها با قصه گويي صرف و ساده راضي نمي‏شدند. در واقعه آيزنشتاين مي‏خواست با تدوين معناي بيشتري پشت رويدادها بيابد و به نمايش گذارد.
نمونه گويا و معروف اين تدوين, تدوين سكانس پلكان ادسا در فيلم رزمناوپوتمكين (1925)است كه با استفاده ديالكتيك از بيش از 150 پلان در كمتر از 7 دقيقه بي ترديد يكي از معروفترين سكانس‏هاي تاريخ سينما لااقل نزد تدوين گران است.
در مقابل آن تدوين به قول امروزي ها مبهم و سخت فهم كه به قول پودفكين برانگيختن از طريق تركيب پلاستيك تدوين و نه بازي روانشناختي بازيگران بود. ژيگاورتف و الكساندرداوژنكو در گروه (سينما چشم) علاقه اي به داستان گويي دراماتيك و ايجاد روايت از طريق مونتاژ نداشته با نگاهي ديگربه ثبت هر چه به واقعيت نزديك تر وقايع پرداختند. مانند فيلم مردي با دوربين فيلمبرداري ژيگاورتف (1929).
سينما هر چه پيش رفت زبان تدوين شكل و تنوع بيشتري يافت نظريه آندره بازن در باره مونتاژ و متهم كردن تدوين آيزنشتاين به ساختن توهمي از وقايع به جاي نشان دادن آنها باز هم صفحه اي به صفحات تاريخ تدوين اضافه كرد.
تقريبا همزبان با تحولات هنرهاي ديگر و يا شايد كمي ديرتر سينما براي اغلب جهان بيني ها و اشكال هنري هنرهاي ديگرما به ازاهاي تصويري آفريد.
تدوين اكسپرسيونيستي فيلمي چون مطب دكتر كاليگاري(1920) يا سورئاليسم در فيلم سگ آندلسي (1928)( لوئيس بونوئل ) با همكاري سالوادور دالي كه بي شك از بزرگان سورئاليسم بود مبني بر پيوندهاي نمادين به ظاهر نا معقول براي تخريب فرمهاي جا افتاده و رسيدن به يك تدوين سورئاليستي (واقعيت برتر)نمونه بارز تحول اين بخش مهم از زبان شناسي سينما بود.
دراين تحولات زيبا شناسي تدوين تا آن جا پيش رفت كه نظريه هاي تدوين بيشتر به سمت حذف برش(كات) و ديده شدن وقايع در قاب هاي(كادر) عميق و ارتباط وقايع درون قاب رفت .ژان رنوار، ويليام وايلرو اورسن ولز از پيروان اين نظريه شدند .
با ظهور نو واقع گرايي در سينماي ايتاليا سادگي مبناي كار فيلم سازي و در نتيجه تدوين شد و ديگر استفاده از ميزانسن هاي پيچيده و قاب هاي عميق جايگاهي نداشت و اين رويداد ساده بود كه فرم ساده را به وجود آورد.
روبرتو روسيليني، ويتوريو دسيكا و لوكينو ويسكونتي در آن سال ها اين زبان را مي پسنديدند .
دراين عصرحتي فيلم ساز مردم شناسي چون ژان روش در نخستين تجربيات مستند سازي قوم پژوهي خوددست به آزموني ويژه و متفاوت تحت عنوان تدوين در دوربين زد, كه تجربه اي بود براي حذف پروسه تدوين پس از توليد. او مي خواست به لحاظ اعتبار اسنادي قوم پژوهي , حذفي درمرحله تدوين صورت نگيرد و كارش به حقيقت آنچه كه مي بيند نزديك تر باشد, كه البته اين تكنيك هميشه قابل استفاده نبود ولي تاثير فراواني بر سينماي مستند مردم شناسي پس از خود گذاشت.
با پيدايش موج نوي سينماي فرانسه كه دستخوش سرخورده گي هاي بعد از جنگ هاي دهه 40 در اروپا بود با زبان تازه اي از ايجاد مفاهيم سينمايي ارائه شد افرادي چون فرانسوا تروفو، كلودشابرول، آلن رنه و بالاخره ژان لوك گدار داشتند زباني جديد به سينما پيشنهاد مي كردند كه مي توان گفت بازخواني بسياري از تجربيات گذشته بود با مفاهيمي نو. آنچه كه مي توان مايه ظهور پست مدرنيزم در تدوين سينمايي دانست و اين بازخواني تا آنجا پيشرفت كه ديگر مشكل مي توان نامي بر تدوين هاي دو دهه اخير نهاداز آن حيث كه تمام زيبايي شناسي گذشته جا به جا و در مواقع لزوم دستمايه تدوين گران بزرگ عصر ماست. اگر والتر مرچ امروزبا جادوي تدوينش به گفته فرانسيس فورد كاپولا يك فيلسوف و نظريه پردازوپيشگام محسوب مي شود به آن دليل است كه ميراث دار زيبايي شناسي تاريخ تدوين درسينماست.
اما ازهمان ابتداي اين نظرگاه قصدي بر تاريخ گويي نبود و تاريخ گفته نشد اشاره اي شد تا آشكار شود آنچه بر اين قلب تپنده سينما رفت. آنچه در ادامه اين نگاه پي خواهيم گرفت نظريه ها و كشف و شهود تدوين گران , كارگردانان , كارگردان تدوين گران , (چه در عرصه سينماي داستاني و يا مستند) خواهد بود كه در سينماي ايران بار سنگين تدوين درست , هنري , متفاوت , خلاق و به جا را بر عهده داشتند تا اثري مكتوب به دست دهيم از تجربياتي گران بها و كمتر گفته شده در سينمايي كه در آن باليده مي شويم و ملموس ماست .